یادداشتی زیبا
یادداشتی زیبا
2 مرداد 1395 ساعت 17:57 | بازديد : 153 | نويسنده : | ( نظرات )

نویسنده این مطلب من نیستم برام ایمیل شده بود و متاسفانه نمیدانم نویسنده اش کیست.

عشقو روح

گاه روح،عشقرا چون زمین بُوَد تا شجره یعشقازو بروید و گاه چون ذات بُود صفت را، تا بدو قایم شود. گاه چون انباز بُود در خانه تا در قیاماونیز نوبت دارد، گاهاوذات بود و روح، صفت تا قیام روح بدو بود... گاهعشق، آسمان بود و روح زمین تا وقت چه اقتضا کند که چه بارد؟

گاهعشق، تخم بود و روح، زمین تا خود چه روید؟... گاه آفتاب بود در آسمان روح تا خود چون تابد؟ گاه شهاب بود در هوای روح تا خود چه سوزد؟ گاه زین بود بر مرکب روح تا خود که بر نشیند؟ گاه لگام بود بر سر سرکشی روح تا خود به کدام جانب گرداند؟

عشقپوشیده است و هرگز کس ندیدستش عیان

لاف های بیهده تا کی زنند این عاشقان

هر کس از پندار خود درعشقلافی می زند

عشقاز پندار خالی و ز چنین و از چنان

ملامت درعشق

ملامت در عاشق و معشوق و خلق گیرم که همه کس در آن راه بُرد، اینجا نقطه ای هست مشکل و آن ملامت درعشقاست که چونعشقبه کمال رسد، روی در غیب نهد و ظاهر علم را وداع کند.اوپندارد که رفت و وداع کرد واوخود در درون خانه متمکن نشسته بود و این از عجایب احوال است؛ وداع در رفتن بود نه وداع بر رفتن و این از مشکلات این حدیث است و کمال کمال است، هر کسی بدو راه نبرد و...

زیادت و نقصان درعشق

عشقرا اقبالی و ادباری هست؛ زیادتی و نقصانی و کمالی هست و عاشق را دراواحوال است... گاه بود کهعشقدر زیارت بود و عاشق براومنکر و گاه بود کهاودر نقصان بود و خداوندش بر نقصان منکر کهعشقرا قلعه ی عاشق دَر خویشتن داری می باید گشاد تا رام شود و تن در دهد.

با دل گفتم که راز با یار مگو

زین بیش حدیثعشقزنهار مگو

دل گفت مرا که این دگر بار مگو

تن را به بلا سپار و بسیار مگو

مُرغ اَزل

سرّ آن کهعشقهرگز تمام روی به کس ننماید آن است کهاومرغ ازل است؛ این جا که آمده است مسافر ابد آمده است؛ اینجا روی به دیده ی حدثان (مخلوقات) ننماید که نه هر خانه آشیاناورا شاید که آشیان از جلالت ازَل داشته است.

هم ذات و هم صفات خود

او[عشق] مرغ خود است و آشیان خودست. ذات خود است و صفات خود است. پر خود است و بال خود است. هوای خود است و پرواز خود است. صیاد خود است و شکار خود است. قبله ی خود است و مُسْتَقْبل خود است. طالب خود است و مطلوب خود است.اول خود است و آخر خود است. سلطان خود است و رعیت خود است...اوهم باغ است و هم درخت. هم شاخ است و هم ثمر. هم آشیان است و هم مرغ.

آینه یعشقعاشق

دیده ی حُسن از جمال خود بردوخته است که کمال حسن خود را در نتواند یافت الاّ در آینه یعشقعاشق. لاجرم از این روی، جمال را عاشقی در باید تا معشوق از حُسن خود در آینه یعشقو طلب عاشق قوت تواند خورد و این سرّی عظیم است و مفتاح بسیار اسرار است.

گفتگوی معشوق

معشوق با عاشق گفت: بیا تو من گَرد که اگر من تو گردم، آنگاه معشوق در باید و در عاشق بیفزاید و نیاز و در بایست زیادت شود و چون تو من گردی در معشوق افزاید، همه معشوق بود عاشقی نی. همه ناز بود نیاز نی. همه یافت بود دربایست نی. همه توانگری بود درویشی نی. همه چاره بود بیچارگی نی.

حقیقتعشق

عشقبه حقیقت بلاست و اُنس و راحت دراوغیر است و عاریت است زیرا که فراق به تحقیق درعشقدویی است و وصال به تحقیق یکی است؛ باقی همه پندار وصال است نه حقیقت وصال.

خود را به معشوق بودن

خود را به خود خود بودن دیگر است و خود را به معشوق خود بودن دیگر. خود را به خود خود بودن خامی بدایتعشقاست، چون در راه پختگی خود را نبود و از خود برسد آنگاهاورا فرا رسد، آنگاه خود را بااوازاوفرا رسد، اینجا بُود که فنا قبله ی بقا آید و مرد محرم، پروانه وار از سر حدّ بقا به فنا پیوندد و این در علم نگنجد.

تیر از کمان ارادت

تیری که از کمان ارادت معشوق رود، چون قبله تویی و آمد، گو خواه تیر جفا باش و خواه تیر وف

یک تیر به نام من از ترکش برکش

وانگه به کمان سخت خویش اندر کش

گو هیچ نشانه خواهی اینک دل من

از تو زدن سخت و ز من آهی خوش

بدایتعشق

بدایتعشقآن است که تخم جمال از دست مشاهده در زمین خلوت دل افکنند، تربیتاواز تابش نظر بود اما یک رنگ نبود. باشد که افکندن تخم و برگرفتن یکی بود و برای این گفته اند:

اصل همه عاشقی ز دیدار افتد

چون دیده بدید آنگهی کار افتد

در دام به طمع مرغ بسیار افتد

پروانه به طمع نور در نار افتد

کمالعشق

تا بدایتعشقبُود هر جا که مشابه آن حدیث بیند همه به دوست گیرد. مجنون چندین روز طعام نخورده بود، آهویی به داماوافتاد، اکرامش نمود و رها کرد. پرسیدند: چرا چنین کردی؟ گفت: ازاوچیزی به لیلی ماند، جفا شرط نیست، اما این هنوز قدم بدایتعشقبوُد چونعشقبه کمال رسد کمال معشوق را داند و از اغیاراورا شبهی نیابد و نتواند یافت. اُنسش از اغیار منقطع گردد الا از آن چه تعلق بدو دارد.

از آلودگی به پالودگی

در ابتدا بانگ و خروش و زاری بود که هنوزعشق، تمام ولایت نگرفته است چون کار به کمال رسد ولایت بگیرد، حدیث در باقی افتد و زاری به نظاره و نزاری بدل گردد که آلودگی به پالودگی بدل افتاده است

زاوّل که مرا بهعشقکارم نو بود

همسایه به شب ز ناله ی من نغنود

گم گشت کنون ناله چو در دم بفزود

آتش چو همه گرفت کم گردد دود

اضطراب عاشق

چون عاشق، معشوق را بیند، اضطرابی در وی پیدا شود زیرا که هستیاوعاریت است و روی در قبله ی نیستی دارد. وجوداودر وجد مضطرب شود تا با حقیقت کار نشیند و هنوز تمام پخته نیست. چون تمام پخته شود در التفات از خود غایب شود، زیرا که چون عاشق پخته شود درعشق،عشقنهاداورا بگشاد. چون طلایه ی وصال پیدا شود، وجوداورخت بربندد به قدر پختگیاودر کار. آورده اند که اهل قبیله ی مجنون گرد آمدند و به قوم لیلی گفتند: این مرد ازعشقهلاک خواهد شد، چه زیان دارد اگر یکبار دستوری باشد تااولیلی را بیند؟ گفتند: مارا از این معنی هیچ بُخلی نیست ولیکن خود تاب دیداراوندارد.

مجنون بیاوردند و در خرگاه لیلی برگرفتند. هنوز سایه ی لیلی پیدا نگشته بود که مجنون را مجنون دربایست گفتن. بر خاک در پست شد. گفتند که ما که گفتم کهاوطاقت دیدار لیلی ندارد. مگر مجنون با خاک سر کویاوکاری دارد.

در راه رضایاو

ابتدایعشقچنان بود که عاشق، معشوق را از بهر خود خواهد و این کس، عاشق خود است به واسطه ی معشوق ولیکن نداند که می خواهد کهاورا در راه ارادت خود به کار برد که دلعشقچون بتابد کمتر نیش آن بود که خود را برایاوخواهد و در راه رضایاوجان دادن بازی داند،عشقاین بود باقی هذیان بود و علت.

ناز و نیاز

جبّاری معشوق با مذلّت عاشق کی فراهم آید؟ ناز مطلوب با نیاز طالب کی با هم افتد؟اوچاره ی این و این بیچاره یاو. بیمار را دارو ضرورت است اما دارو را بیمار هیچ ضرورت نیست. چه بیمار از نایافتن دارو ناقص آید و باز دارو را از بیمار فراغت حاصل هست.

مرکب جان

حقیقتعشقجز بر مرکب جان سوار نیاید، اما دل محلّ صفاتاوست واوخود به حجب عزّ خود متعزّز است. کس ذات و صفتاوچه داند؟ یک نکته از نُکَتاوروی به دیده ی علم نماید از روی لوح دل. بیش از این ممکن نیست که ازاوبیانی یا نشانی تواند داد، اما در عالم خیال تا روی خود را فرا نماید گاه بود که نشانی دارد علی التعیین و گاه بود که ندارد عجب کاری و طرفه حالی.

استغنای معشوق

معشوق خود به همه حالی معشوق است، پس استغنا صفتاوست. عاشق را همیشه معشوق در باید پس افتقار همیشه صفتاوبود و معشوق را هیچ چیزی در نباید که همیشه خود را دارد، لاجرم استغنا صفتاوبود.

کار دل

بدان که هر چیزی را کاری است از اعضای آدمی تا آن نبوداوبیکار بود. دیده را کار، دیدن است و گوش را شنیدن و کار دلعشقاست تاعشقنبود، بیکار بود. چون عاشقی آمد،اورا نیز به کار خود فراهم دید. پس یقین آمد که دل را برایعشقو عاشقی آفریده اند و هیچ چیز دیگر نداند آن اشک ها که بر وی فرستد طلایه ی طلب است تا از معشوق چه خبر است که بدایت از دیده است متقاضی بهاوفرستد که این بلا از راه تو آمد و قوتم از راه توست.

بارگاهعشق

بارگاهعشق، ایوان جان است و بارگاه جمال، دیده ی معشوق است و بارگاه سیاست وعشق، دل عاشق است و بارگاه درد هم دل عاشق و بارگاه ناز و غمزه ی معشوق است. نیاز و ذلت خود حیلت عاشق تواند بود.

اسرارعشق

اسرارعشقدر حروفعشقمُضمَر (پنهان) است. عین و شین بود و قاف اشارت به قلب است، چون دل نه عاشق بود مُعَلَّق بود، چون عاشق بود، آشنایی یابد، بدایتش دیده بود و دیدن، عین اشارت بدوست درابتدایحروفعشق. پس شراب مالامال شوق خوردن گیرد و شین اشارت بدوست. پس از خود بمیرد و بدو زنده گردد و قاف اشارت قیام بدوست و اندر ترکیب این حروف اسرار بسیار است.

آینه یعشق

عشقعجب آینه ای است هم عاشق را، هم معشوق را. هم در خود دیدن و هم در معشوق دیدن و هم در اغیار دیدن اگر غیرتعشقدست دهد تا با غیری ننگرد. هرگز کمال جمال معشوق به کمال جز در آینه یعشقنتوان دید و هم چنان کمال نیاز عاشق و جمله صفات نقصان و کمال از هر دو جانب.



|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


مطالب مرتبط با اين پست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:








بک لینک در 550 (وبلاگ و وبسایت) با اتوریتی بالا

منوي کاربري


عضو شويد


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
نويسندگان
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تبلیغات متنی
چت باکس

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

دانلود اهنگ شاددانلود رمان عاشقانه بدون سانسور سیستم وبلاگدهیخرید هاست لینوکس طراحی چتروم در تبریزکانکس مسکونی ارزانثبت شرکت ارزان قیمت بیت کوئینسایت طراحیازاد طرح دانلود بازی بدون سانسور دانلود والپیپر عاشقانه جدید دانلود فیلم خارجیدانلود کلیپ خنده دار آشپزی ایرانیعکس نوشته های عاشقانه دانلود نرم افزار 2017 اطلاعات پزشکی پنل اس ام اس انجمن تفریحی حد و حدود دکوراسیون داخلی اداری مجله پوست و مو رابطه جنسی در دوران عقد سایت قرانی دانلود موزیک جدید عکس و بیوگرافی دانلود بازی انلاین دنا موو دانلود نرم افزار سایت سرگرمی تکناز شلوغ چت الوند وب فیلم ایرانی 96 تور اروپا ارزان مجله خودرو خارجی بازی اندروید رایگان دانلود اهنگ قدیمی دعای خوابدعا برای پولدار شدن خبرگزاری بورس دانلود اهنگ ایرانی دانلود عکس متن داربای کاسیو اخبار روز ایران و جهان سایت تفریحی و سرگرمی دانلود آهنگ جدید احسان خواجه امیری ضرب المثل های خنده دار دانلود بازی چند نفره اندروید قیمت انگشتر جواهر سایت ماشین خودرو برلیانس محصولات ورزشی دانلود کلیپ آموزش رقص دانلود نرم افزار تلگرام دانلود عکس عاشقانه اخبار سیاسی اس ام اس آرزوی سفر خوش آلاله چت مجله غزاله دانلود عکس اس ام اس تولد عاشقانه دانلود والپیپر اچ دی دانلود آزمون رشته ریاضی دانلود نرم افزار دوست دختر یابی دانلود نرم افزار حسابداری رایگان تعرفه طراحی چت روم پایگاه خبری دانلود کتاب آموزش سحر و جادو قیمت خط موبایل ثابت مدل مانتو تنگ و کوتاه نمونه سوالات تافل دعا ثمانین ایه دانلود کلیپ جنیفر لوپز مدل لباس پاکستانی سایت تفریحی سرگرمی سایت تفریحی سرگرمی دانلود موزیک ایرانی